خانه / بایگانی برچسب: رمان کمبود عشق

بایگانی برچسب: رمان کمبود عشق

رمان کمبود عشق قسمت هشتم

کمبود عشق

-این سبد چقدر سنگین است.در ان چه گذاشته ای پیرزن؟ -مقدار زیادی کلوچه،با احتیاط حرکتش دهید. -حمل کلوچه که این حرفها را ندارد هر دو با هم خندیدند و بالاخره بعد از تکانهای زیاد سبد را داخل گاری گذاشتند ترخان گفت: -غلام بچه امشب تو اسب مرا هی کن.من پشت …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۷

کمبود عشق

  -به این سو بیایید قاتل اینجاست! سربازها متوجه انها شدند و سعی کردند از میان جمعیت راهی به ان سو باز کنند.محمدپاشا لیلی را بلند کرد: -برویم -نمی توانم!پاهایم برای حرکت یاریم نمی کنند. -سعی کن بانو سربازها دارند می رسند. -تو به تنهایی برو. -چه می گویی؟ -ما …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۵

کمبود عشق

-بله مدتیست که ان را با هر دو مطرح کرده ام و خوشبختانه مخالفتی ندارند. لیلی تنها توانست اه سردی بکشد.علی بیک رو به لیلی افزود: -برای تو هم تصمیم هایی دارم… لیلی متعجب به علی بیک که با لبخندی مرموز به او می نگریست خیره ماند،علی بیک ادامه داد: …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۳

کمبود عشق

-خوب نظرت درباره ی تهران چیه؟ -خوبه. امین به حرف درآمد: -صبر کن تا شهر رو در روز ببینی،فکر کنم سرگیجه بگیری. -امین بیخود نترسونش.پریا داره باهات شوخی میکنه. -نه به جان پریسا اصلا شوخی نمیکنم پریا خانم شهر تهران هر کی هرکیه،طوریکه مغزت سوت میکشه. پریا خنده اش گرفت: …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۲

کمبود عشق

  -زیاد جالب نیست.مدام با هم قهریم. هلن خندید و گفت:شماها هر دوتون کله شقین.به ازدواج باهاش فکر کردی؟ -پسر خوبیه ولی… صدای فریاد پسرها از پشت سرشان انها را از جا پراند: -اهان پس اینجا قایم شدین؟ دخترها از جا بلند شدند. -کی گفته ما قایم شدیم،اومدیم یه کم …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۱

کمبود عشق

  مقدمه: حالا کره ی جغرافیای من داره می چرخه. اینبار مقصدش کجاست؟! شاید ایران خودمون باشه،ولی نه!چون هنوز زمانش فرا ترسیده.اون دختری که دنبالش می گردیم حالا تو این کرۀ خاکی و در این زمان خاص،در سرزمینی زندگی میکنه که هلند نام گرفته و اینکه چطور سرنوشتش بر خلاف …

توضیحات بیشتر »