خانه / آموزش

آموزش

رمان کمبود عشق قسمت هشتم

کمبود عشق

-این سبد چقدر سنگین است.در ان چه گذاشته ای پیرزن؟ -مقدار زیادی کلوچه،با احتیاط حرکتش دهید. -حمل کلوچه که این حرفها را ندارد هر دو با هم خندیدند و بالاخره بعد از تکانهای زیاد سبد را داخل گاری گذاشتند ترخان گفت: -غلام بچه امشب تو اسب مرا هی کن.من پشت …

توضیحات بیشتر »

مشاهده پیام‌های اندروید در کامپیوتر

  مشاهده پیام‌های اندروید در کامپیوتر همیشه که نمی توانیم تبلت یا گوشی خودمان را در دست داشته باشیم. گاهی اوقات هم پیام های اطلاع رسانی نمایش داده می شوند که ما از آنها با خبر نمی شویم. البته همه این پیام ها یا همان Notificationها مهم نیستند. ولی برخی …

توضیحات بیشتر »

بازسازی ویندوز خراب

   بازسازی ویندوز خراب تا حالا اتفاق افتاده كه يك ويروس ناجوانمردانه ويندوز شما را به صورتي از كار انداخته كه ويندوز شما دائما پيغام هاي خطا مختلف داده و شما را ناراحت مي كند از طرفي بعد از رفع ويروس ويندوز شما ديگر به خوبي كار نكرده و دوباره …

توضیحات بیشتر »

ریستارت آیفون بدون دکمه Home

  ریستارت آیفون بدون دکمه Home یکی از مشکلاتی که کاربران آیفون را همیشه تهدید می کند، خراب شدن دکمه Home است. این دکمه تنها چیزی است که کاربران می توانند با استفاده از آن، از درون نرم افزار ها خارج و به صفحه اصلی گوشی منتقل شوند. اگر دکمه …

توضیحات بیشتر »

روش‌هایی برای حفظ گوشی در آب افتاده

۸ روش برای حفظ کردن گوشی در آب افتاده همیشه این امکان وجود دارد که گوشی موبایل ناگهان در آب بیفتد، مهم اینست که بدانیم در این شرایط چه کارهایی انجام بدیم تا موبایل ما خراب نشود. با ما همراه باشید. ✅ قبل از این که هر کاری انجام دهید …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۷

کمبود عشق

  -به این سو بیایید قاتل اینجاست! سربازها متوجه انها شدند و سعی کردند از میان جمعیت راهی به ان سو باز کنند.محمدپاشا لیلی را بلند کرد: -برویم -نمی توانم!پاهایم برای حرکت یاریم نمی کنند. -سعی کن بانو سربازها دارند می رسند. -تو به تنهایی برو. -چه می گویی؟ -ما …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۶

کمبود عشق

زن مکثی کرد و سرش را تکان داد. -خیلی خوب ببینم چه کار می توانم بکنم. زن رفت و باز سکوت بود و صدای تپش قلبش تا وقتی که شب بران خانه بزرگ سایه افکند و لیل در گوشه اتاق زیر نور ماه کز کرد و چشمش به در خشک …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۵

کمبود عشق

-بله مدتیست که ان را با هر دو مطرح کرده ام و خوشبختانه مخالفتی ندارند. لیلی تنها توانست اه سردی بکشد.علی بیک رو به لیلی افزود: -برای تو هم تصمیم هایی دارم… لیلی متعجب به علی بیک که با لبخندی مرموز به او می نگریست خیره ماند،علی بیک ادامه داد: …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۴

کمبود عشق

  جنگ بین علی مردان خان و نادرشاه سه روز تمام ادامه یافت.با انکه یاران علی مردان خان درر اقلیت بودند ولی با شجاعت جلوی لشگریان نادرشاه جنگیدند و تنها بر اثر گرسنگی و تشنگی بود که به زانو در امدند.همه ی یاران اندک علی مردان خان را کشتند و …

توضیحات بیشتر »

رمان کمبود عشق قسمت ۳

کمبود عشق

-خوب نظرت درباره ی تهران چیه؟ -خوبه. امین به حرف درآمد: -صبر کن تا شهر رو در روز ببینی،فکر کنم سرگیجه بگیری. -امین بیخود نترسونش.پریا داره باهات شوخی میکنه. -نه به جان پریسا اصلا شوخی نمیکنم پریا خانم شهر تهران هر کی هرکیه،طوریکه مغزت سوت میکشه. پریا خنده اش گرفت: …

توضیحات بیشتر »